انجمن برنامه نویسان البرز

تبلیغات

هرچیزی را که می‌توانی یاد بگیر و بدبخت شو!

هرچیزی را که می‌توانی یاد بگیر و بدبخت شو!


ما ایرانی‌ها یک چیز را خیلی دوست داریم. اینکه همه چیز را فقط برای خودمان داشته باشیم! انحصار طلبی در فرهنگ ما شدیدا زیاد است. مثلا اگر دقت کرده باشید، دوست داریم هر جایی از طبیعت را خراب کنیم و ویلای اختصاصی بسازیم. ماشین شخصی داشته باشیم و کلی از همین عادت‌ها. خنده دار است اگر بدانید، حتی در زمینه طراحی رابط کاربری وبسایت هم، همینطور هستیم. ضمیر ناخودآگاهمان ما را به این سمت هل می‌دهد که دور تمام باکس های سایت، Border بکشیم.

این تفکر، یعنی همین “همه چیز را برای خود خواستن” در صنعت نرم افزار هم یقه ما را می‌گیرد. این می‌شود که خیلی از برنامه نویس‌ها، هر چیزی را که می‌توانسته اند، یاد گرفته اند. یادگیری، به خودی خود، چیز بدی نیست. مشکل وقتی شروع میشود که این شاخه و آن شاخه پریدن ما، باعث میشود عمق معلوماتمان کم باشد. مطمئن باشید که نمی‌شود همزمان هم برنامه نویس Backend بود و هم UI و در هر دو زمینه هم، موفق بود.

واقعیت این است که هم صنفی های ما (برنامه نویس‌ها) دو دسته هستند. یا معلومات زیاد و پراکنده‌ دارند، یا معلومات زیادشان را در یک شاخه متمرکز کرده‌اند. (ممکن هم هست که اصلا معلوماتی نداشته باشند! این دسته اصلا جزو بحث ما نیستند.)

تا امروز، خیلی‌ها از من پرسیده اند که کدام دسته بهتر هستند؟ این مقاله، قصد دارد به همین سوال جواب بدهد.

زیاد اما پراکنده

برنامه نویس های این دسته، خیلی چیزها را به صورت پراکنده و کم عمق، یاد گرفته‌اند. میتوانند یک پروژه معمولی را حتی به تنهایی، تولید کنند و محصول را آماده کنند.

اطلاعات زیادی دارند. خیلی از تکنولوژی‌ها را می‌شناسند. کلا آچار فرانسه‌های خوبی هستند. خیلی از شرکت‌ها هم دقیقا دنبال این اشخاص هستند. بنابراین، معمولا هم بازار کارشان گرم است و کار برایشان زیاد پیدا میشود. همه چیز، عای عالی است. به جز یک چیز! سطح کارهایی که این افراد میتوانند پیدا کنند، از حد مشخصی بالاتر نمیرود. شما هیچ وقت نمیتوانید از یک آچار فرانسه به جای آچار شلاقی استفاده کنید!!!

بنابراین، کارهایی که این افراد پیدا میکنند، در سطح متوسط و یا متوسط رو به بالا است.

کم اما عمیق

برنامه نویس های این دسته، شاید به اندازه برنامه نویسان دسته اول از همه چیز سر در نیاورند، اما در همان حیطه ای که در آن عمیق شده اند، خیلی قویتر و کارآمدتر هستند. یک فرد از این دسته شاید حتی نتواند خودش به تنهایی یک پروژه را به پایان برساند. شاید در نگاه اول، آچار فرانسه ها، حتی بهتر هم باشند. اما یک فرق اساسی وجود دارد. آچار فرانسه ها برای پروژه های بزرگ و پر چالش، انتخاب های ایده آلی نیستند.

در پروژه های بسیار بزرگ و مهم، شما حتما به آدم های دسته دوم نیاز خواهید داشت. از آنجایی که چنین افرادی بهترین گزینه ها برای پروژه های بزرگ هستند، طبیعتا، فرصت های شغلی برای آنها کمتر پیدا میشود. اما یک تفاوت وجود دارد. وقتی که یک فرصت شغلی پیدا شود، درآمدش خیلی بیشتر از درآمد یک آچار فرانسه خواهد بود.

اول بودن مهم است

یک نگاه به گیشه سینما بیندازید. تفاوت مقدار فروش فیلم اول و فیلم دوم را بررسی کنید. اصلا یک مثال دم دست تر. فرق درآمد نوشیدنی انرژی زای “هایپ” و “بمبا” را با هم مقایسه کنید. خیلی راحت نتیجه خواهید گرفت که در هر مسابقه ای، نفرات اول، خیلی خیلی جلوتر از نفرات اول و یا حتی نفر دوم هستند. پس فعالیت کاریتان به عنوان برنامه نویس را با همین هدف شروع کنید. پیش بروید تا جزو بهترین ها باشید. بهترین کارها و بهترین درآمدها، مربوط به بهترین متخصص هاست!




کلمات کلیدی :

نظر بدهید

2 دیدگاه برای “هرچیزی را که می‌توانی یاد بگیر و بدبخت شو!

  • AmiR گفته
    ۱۵ بهمن ۹۷

    عالیییی.خسته نباشین👌

    • علیرضا صبوئی گفته
      ۱۵ بهمن ۹۷

      ممنونم امیر عزیزم